بچهها در مجلس امامحسين(ع) مظلوماند
گروه فرهنگي: ديماه1386 تصوير و صداي «نزارالقطري» بعد از اخبار شبانگاهي از صدا و سيما بخش شد، در حالي كه داشت در كربلا «انا مظلوم حسين» را ميخواند. به سرعت در ايران مشهور شد. او كه در قطر، از پدر و مادري ايراني زاده شده است هم اكنون در كويت كار و زندگي ميكند. فارسي را بد صحبت نميكند. مدتي هم در لندن زندگيكرده و در ایام دهه اول محرم در سفر كوتاهي به ايران آمد. آنچه در پي ميخوانيد گفتوگوي خبرنگار «ايران» است كه وقتي وي به روزنامه آمد به سراغش رفت. مقابل او نشست و سؤالاتي از مداحي گرفته تا فوتبال از او پرسيد.
■ شما پدر و مادري ايراني داريد. ولي با نامي نه چندان ايراني مشهور شدهايد؟ چرا؟
نام من در واقع «نزار» نبوده و اين خود داستاني دارد. مادرم مرا «نظرعلي» ناميد. اين اسم به رسمالخط انگليسي فقط با «Z» نوشته ميشود كه معلوم نميكند كدام يك «ز»، «ظ» و يا «ذ» درست هستند. در واقع هنگام گرفتن پاسپورت اين جابهجايي صورت گرفت، وقتي كه ميخواستيم به «فيليپين برويم» به هر حال وقتي قرار شد از رسمالخط انگليسي به رسمالخط عربي برگردد به اين روز درآمد كه ميبينيد.
■ چرا «قطري»؟
محل تولدم قطر است. نام بسياري از مردم به مكاني كه در آن به دنيا ميآيند مربوط ميشود. البته پدر و مادر من اهل «لار» هستند. يعني من اصالتي ايراني دارم. ولي به هر حال در آنجا به دنيا آمدهام.
■ چرا به آنجا رفتند؟
براي كار.
■ آنجا چكار ميكردند؟
همه كار خياطي و... جالب است به شما بگويم اولين رستوران و اولين هتلي كه در قطر تأسيس شد به دست پدر من بود. البته يك رستوران مجلل يا هتلي چندستاره نبود. جايي كه ميز و صندلي و آشپز داشت و مردم ميتوانستند غذا بخورند. بالاي همين محل چند اتاق بود كه هر كس مايل بود ميتوانست استراحت كند. اين موضوع مربوط به 70 سال پيش ميشود. در آن زمان حتي آب شرب و نفت را از «دبي» ميآوردند.
■ نميتوانم از شما بپرسم چه ميكنيد پس ميپرسم چرا مداحي ميكنيد.
من كارمند شبكه تلويزيوني «راي» هستم كه يك شبكه خصوصي كويتي است. در آنجا كار مونتاژ خبر را انجام ميدهم. از اين رو به مداحي مثل يك شغل نگاه نميكنم. بلكه آن را يك وظيفه شرعي ميدانم. به من گفتند كه صداي خوبي دارم با اين صدا چه ميتوانم بكنم بهتر از مداحي امام حسين(ع).
■ درست است كه ميگويند اين كار را با حفظ و قرائت قرآن شروع كردهايد؟
بله؛ از 8 سالگي شروع به حفظ قرآن كردم. نيمي از مصحف را حفظ كردم و 7بار در مسابقات ترتيل و تجويد مقام اول را كسب كردم از همان زمان كودكي شروع و به مرثيه خواني و مداحي كردم.
■ آيا در زمينه تاريخ مداحي، پژوهش خاصي داشتهايد؟
من فقط اين كار را انجام ميدهم. ولي احتمالاً در ابتدا در شعرخواني منحصر بود. زيرا شنيدهايم كه ائمه شاعراني مثل «دعبل خزايي» را براي خواندن شعرهاشان دعوت ميكردند و بعدها آواز و سينه زدن و... به آن اضافه شدهاند.
■ شما خود به چه سبكي كار ميكنيد.
روش من، شيوه آقاي آهنگران يا همان شيوه جنوب ايران است. اين شيوه را از زمان جنگ عراق عليه ايران ميشنيدم و با آن انس داشتم. البته هرگاه ميبينم در مجلسي روش ديگري را ميخواهند، از شيوه مورد علاقه خود خارج ميشوم.
■ درباره مداحي كشورهاي حوزه خليجفارس بگوييد؟
در كويت به سبك عراقي و يا جنوب ايران ميخوانند و سينه ميزنند. ولي در بحرين ماجرا كمي متفاوت است. از ريتم سريعتري استفاده ميكنند و به لحاظ محتواي شعرها نيز با ديگران فرق ميكنند. در امارات اساساً به خاطر اينكه تاريخ طولاني ندارند به سبك جنوب ايران كار ميكنند. در قطر و عمان نيز انواع سبكها وجود دارد.
■ عزاداري در بحرين چه تفاوتي با ساير كشورها دارد؟
بحرين تنها كشوري است كه در آن محتواي اشعار فقط محدود به موضوع امامحسين(ع) و مصائب ايشان نميشود. آنها در چنين روزهايي اشعاري درباره مواد مخدر، حجاب، تهاجم فرهنگي، عليه امريكا ميخوانند. حتي گاه متناسب با همان روز شعري انتخاب ميشود.
مثلاً اگر به مناسبت شهادت حضرت زينب (س) مجلسي به پا شود احتمالاً شعري در رثاي حجاب نيز خوانده ميشود و مردم نيز سينه ميزنند.
■ آيا ممنوعيتي در كشورهاي حوزه خليج در مورد عزاداري اعمال ميشود؟
در بحرين نه. آنها از كسي نميترسند. ولي در قطر و امارات عزاداري علني براي امام حسين (ع) خط قرمز است. آنجا فشار زيادي بر روضه خوانها و مداحها وجود دارد و اجازه دهيد اطمينان دهم اگر يك بار وارد اين دو كشور شويد و در آنجا مداحي كنيد، اين آخرين بار است كه ميتوانيد به اين كشورها سفر كنيد. يعني ممنوعالورود ميشويد.
■ در كويت چطور؟
امسال براي اولين بار دستههاي عزاداري به خيابان آمدند و تحت حفاظت پليس بر سينه و سر زدند.
■ اخيراً كتابي در ايران چاپ شده به نام «رسانه شيعه» كه تحقيقي تاريخي درباره نقش رسانهاي مجالس امام حسين(ع) است. با توجه به قرابت شغلي ميتوانم از شما بپرسم نظرتان در اين باره چيست؟
حضرت امام صادق (ع) درس ميدادند. در همين حين شاعري از راه رسيد. امام درس را تعطيل كرد. از شاعر خواستند تا براي شاگردان شعر خود را قرائت كند.
مداحي از قويترين رسانههايي است كه تا به حال ديدهام، اگر بخواهيم ايدهاي را به واسطه استدلال به كسي منتقل كنيم بايد از پيچ و خمهاي زيادي بگذريم. ولي شعر مستقيماً قلب شنونده را نشانه ميگيرد. مداحي عين رسانه است و رسانهاي مؤثر هم هست.
■ آيا مداحي در رسانه با مداحي روي منبر فرق ميكند؟
بله، اتفاقاً گاه دو چيز متفاوت هستند. امروز بعضي از افراد مداحهاي استوديويي هستند. يعني در آن جعبه ضبط بهترين اثرگذاري را دارند.
آنها از روي منبر گاه نميتوانند احساسات مخاطب را تحريك كنند.
بعضي برعكس هستند. در استوديو نميتوانند كار كنند ولي روي منبر بر همه اثر ميگذارند. عدهاي نيز در اين ميان در هر دو مكان خوب عمل ميكنند.
■ شنيدهام شما به تازگي مشغول توليد كارهايي هستيد كه ميتوان نام مداحي براي كودكان را گذارد. لباس خاص ميپوشيد و لحن ديگري داريد؟
اين موضوع جالبي است. چند سال پيش احساس كردم كودكان قشر مظلومي هستند. در مجالس امام حسين(ع) كسي به آنها توجه ندارد، بلكه كل برنامه براي بزرگسالان طراحي شده است. صاحبان مجالس دوست دارند مجلس شلوغ و پرشوري داشته باشند. در اين مجالس باشكوه كودكان به دست فراموشي سپرده ميشوند. در حالي كه از آن سوي مرزها مدام فيلمها و توليدات رسانهاي ناسالم براي آنها تهيه ميشود. از اين رو از 3 سال قبل يك رشته CDهاي صوتي براي بچهها پركرديم كه بعد ويديو كليپهايي نيز براي آن ساختيم.
اين محصولات در كشورهاي حاشيه خليجفارس عرضه ميشوند. بعضي به من گفتند كه در شأن من نيست. ولي اصرار دارم كه بايد كاري براي كودكان و نوجوانان كرد. بزرگسالان در دانشگاه امام حسين(ع) (عزاداري آن بزرگوار) تربيت شدهاند. بايد كاري براي بچهها كرد كه خواه ناخواه مخاطب مظلوم ماهوارههاي آنچناني غربي هستند.
■ آيا اين طرح را با مسئولين ايراني نيز در ميان گذاشتهايد؟
بله در همين مورد با يكي از مقامات صحبت كردم و قرار شد به ما كمك كند.
■ به خودتان برگرديم.
چيز خاصي نيست. ازدواج كردم و 3 فرزند دارم: كوثر، حسين و علي
■ مقصودم زندگي خانوادگي نيست. مثلاً ميخواهم بدانيم كه چقدر كتاب ميخوانيد و معمولاً چه كتابهايي را مطالعه ميكنيد؟
نه به اندازهاي كه مايلم. ولي بيشتر دوست دارم كتابهايي بخوانم كه قطور نيستند. مخصوصاً اگر مجموعه داستانهاي كوتاه و عبرتآموز داشته باشد.
■ مثال بزنيد؟
مثلاً كتابي كه در آن فصلها، داستانها و ماجراهايي درباره آخرت داشته باشد. چون ميتوانم هر شب يك بخش از آن را پيش از خواب مطالعه كنم.
■ اهل موسيقي هستيد؟
نه، هر چند كه براي كار در مورد كودكان شايد به آن نياز داشته باشم. ولي علاقه خاصي ندارم. البته وقتي با خانواده به گردش ميرويم، بچهها در ماشين راديو را روشن ميكنند. من هم ميشنوم.
■ كجا ميرويد؟
كويت كشور گرمي است. به همين خاطر عصرها و نزديك شب با خانوادهام به كنار دريا ميرويم.
■ فوتبال ميبينيد؟
كم، ولي ميبينم.
■ چندي پيش در مسابقهاي تيم ملي ايران به تيم ملي قطر باخت، شما چه احساسي داشتيد جناب نزار قطري.
انگار من شكست خوردم. من ايران را دوست دارم. وقتي بچه بوديم مدام اخبار جنگ عراق عليه ايران را گوش ميداديم و براي مردم ايران دعا ميكرديم.